صفى الدين محمد طارمى

204

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

باب التسليم قال اللّه : فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً « 1 » . قسم ياد كرد خداى تعالى به جلال ربوبيت خود - كه مختصّ است به مقام محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : به درستى كه مسلمانان را كامل نمىشود ايمان تا آنكه حكم سازند تو را يا محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در چيزى كه اختلاف واقع مىشود ايشان را در آن چيز ؛ پس نيابند در انفس خودشان حرجى - يعنى تنگىاى - از آنچه كه حكم كرده‌اى تو با او در ميان ايشان ، و تسليم كنند از براى تو حكم را در ايشان تسليم‌كردنى ؛ يعنى مشقّت نشود بر ايشان اذعان حكم تو ، و تنگ نشود صدور ايشان به چيزى كه موافق نيست اغراض ايشان را از حكم تو ، و قبول كنند او را به طيب نفس ، و تسليم كنند او را بدون اعتراضى بر او . و في التسليم و الثقة و التفويض ما في التوكّل من الاعتدال ؛ و هو من أعلى درجات سبل العامّة . « اعتلال » در اين مقامات اربع ، دعوى و نسبت اشيا است به سوى غير حقّ به جهل ؛ و امّا گردانيدن حقّ را وكيل در مصالح عبد ، پس او علّتى است كه مختصّ است به متوكّل . پس او مشترك است در اعتلال ، الّا آنكه علل در توكّل اكثر است ؛ و از اين جهت است كه مىباشد تسليم اعلا درجات سبل عامه ، و توكّل ادناى درجات و دشوارترين منازل ايشان ، و ثقه و تفويض متوسّطاند .

--> ( 1 ) . نساء / 65 .